|
مدیریت مصرف انرژی مهمتر از مدیریت تولید |
|
|
|
|
نگارش یافته توسط سايت نصيران
|
|
در اغلب کشوهای در حال توسعه و واردکننده حاملهای انرژی به دلیل ضعف درآمدهای ارزی حاصل از صادرات، هزینه واردات حاملهای انرژی، بخش عمده درآمدهای ارزی آنها را مصرف و در نتیجه اثر سنگینی بر کاهش رشد اقتصادی آنها دارد.
دکتر محمدرضا مقدم/معاون پژوهش فناوری وزارت نفت در جهان، کشورهای محدودی هستند که قادرند همه نیازهای مصرف انرژی خود را از منابع داخلی خود تأمین کنند. عمده کشورها برای تأمین مصارف خود باید نفت، گاز و انواع فرآوردههای نفتی را از بازارهای بینالمللی خریداری کنند. حسب درجه توسعهیافتگی و تولید ناخالص ملی، میزان منابع مالی مورد نیاز برای خرید حاملهای انرژی در هر کشور متفاوت خواهد بود. بهطور کلی رقم و سهم مهمی از تولید ناخالص ملی هر کشور واردکننده انرژی صرف خرید حاملهای انرژی میشود.
کشورهای توسعهیافته وارد کننده حاملهای انرژی با بهکارگیری سیاستهای افزایش بهرهوری و بالا بردن ارزش محصولات خود، اکنون نهتنها اثر افزایش قیمتهای انرژی در بازارهای بینالمللی را بر کاهش رشد اقتصادی خود کنترل و آن را خنثی کردهاند، بلکه از طریق دریافت مالیات از مصرفکنندگان انرژی به منابع مالی دولت کمک میکنند.
در اغلب کشوهای در حال توسعه و واردکننده حاملهای انرژی به دلیل ضعف درآمدهای ارزی حاصل از صادرات، هزینه واردات حاملهای انرژی، بخش عمده درآمدهای ارزی آنها را مصرف و در نتیجه اثر سنگینی بر کاهش رشد اقتصادی آنها دارد. این در حالی است که کشورهای در حال توسعه برای رسیدن به توسعهیافتگی اقتصادی نیازمند رشد بالای اقتصادی و به همین نسبت نیز نیازمند رشد مصارف انرژی هستند. در چنین شرایطی بزرگترین مانع آنها برای دستیابی به رشد اقتصادی و رهایی از بیکاری و فقر، هزینههای تأمین مصارف انرژی است.
به همین سبب کشورهایی همانند چین و هند سیاستهای بسیار سختی برای کنترل مصرف بهکار گرفتهاند و ملتهای آنان برای مصارف حاملهای انرژی مرارت و سختی جدی تحمل میکنند در حالی اکه شرایط مصرف انرژی در کشور ما کاملاً متفاوت است. ارزش یارانه حاملهای انرژی مصرفی در ایران تقریباً برابر ارزش نفت خام صادراتی یعنی 50 میلیارد دلار در سال است. این بدان معنا است که در کشور باید حداقل معادل 500 میلیارد دلار کالا تولید و با سود 10 درصد در بازارهای جهانی به فروش میرسید تا امکان تأمین حاملهای انرژی برای تولید این مقدار کالا فراهم شود. از آنجا که نزدیک به 40 درصد از مصارف حاملهای انرژی مربوط به بخشهای خانگی، غیراقتصادی و غیردولتی کشور است، بنابراین برای جبران مصارف این بخشها به صدور کالای بیشتری نیز نیاز است. در شرایطی که به دلیل وجود منابع نفت و گاز در کشور و تأمین تقریباً رایگان حاملهای انرژی در برنامه و فرهنگ مصرف، امنیت عرضه انرژی که دلمشغولی اصلی کشورهای جهان است، فصلی را به خود اختصاص نمیدهند، بلکه همواره مباحث عدم پرداخت یارانه به یکی از بگومگوهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است.
مشکل اصلی و پرچالش این رویه در آنجا است که به هر دلیل کشور نتواند به اندازه رشد اقتصادی مورد نیاز از منابع داخل کشور، منابع انرژی مورد نیاز خود را تأمین کند. در مرحله اول و در صورت عدم توجه، تنها تأمین مالی، برای واردات حاملهای انرژی و سپس به دلیل کمبود منابع ارزی به طرز خودکار، کند شدن رشد اقتصادی کشور اتفاق میافتد و در نهایت گسترش بیکاری و فقر روی خواهد آورد.
به هر حال در شرایط کنونی با ساخت پالایشگاههای جدید طبیعتاً بخش مهمی از ظرفیت نفت خام صادراتی به سمت مصرف خوراک این پالایشگاهها سرازیر خواهد شد و در صورت ادامه «پرداخت یارانهها» در واقع با تخصیص بخشی از نفت خام صادراتی به مصارف داخلی، پرداخت بخش مهمی از درآمدهای نفتی به «پرداخت یارانهها» تحقق یافته است.
مشکل اصلی این است که همواره در سیاستهای انرژی در کشور برنامهها براساس «تولید محور» طراحی شده است و مباحث مربوط به «مدیریت مصرف» در حاشیه برنامههای پنج ساله توسعه کشور قرار میگیرند و مانند مفاد درسی یادشده، برنامه به آنها پرداخته میشود. این در شرایطی است که ایران یکی از مسرفترین کشورها در مصرف حامل انرژی بوده و شدت انرژی در آن از بالاترین رتبهها در جهان است.
تحول در برنامهریزی حاملهای انرژی از «گرایش تولید محور» به «گرایش مدیریت و مصرفمحور» در این شرایط امری اجتنابناپذیر است. در این رویکرد دستگاههای برنامهریز و بخشهای مصرفکننده انرژی باید فرهنگ و برنامه مصارف را طوری تنظیم کنند که گویا میخواهند حاملهای انرژی را از طریق واردات تأمین کنند.
در این صورت برای حداقل کردن هزینههای واردات حاملهای انرژی برنامههای افزایش راندمان مصرف انرژی در اولویت قرار میگیرد و بدین طریق نظام مفقود شده کارایی و اطلاعات مصرف مقدم بر نظام پررنگ تولید شکل خواهد گرفت. استفاده از کارت هوشمند سوخت که نخستینبار در کشور راهاندازی شد، نمونهای از اعمال روشهای «مدیریت مصرف محور» را برای مصارف بنزین امکانپذیر ساخت و نظام اطلاعات مصرف را فراهم آورد. بدین طریق ارتقای مهمی در نظام برنامهریزی تولید و مصرف بنزین ایجاد شد که انتظار میرود با تصویب لایحه هدفمند کردن یارانهها در مجلس گام مؤثر دیگری در باب اعمال مدیریت مصرف و صرفهجوییهای ناشی از آن در کشور پدیدار شود. منبع شبكه ايران
|